وبلاگ

انواع هوش

تاریخ ایجاد در سه شنبه, 09 آبان 1396 13:43
نوشته شده توسط واحد پشتیبانی و نظارت کانکتا
انواع هوش

انواع هوش

تحقیقات نشان می‌دهد باهوشی تنها مبتنی بر هوش ریاضی و یا زبان نیست.

در سال 1983 هاوارد گاردنر آمریکایی ، روانشناس رشد ، 9 نوع مختلف هوش را توضیح داد:  

•طبیعت گرا ( هوش محیطی)

•موسیقی گرایی ( هوش آوایی) 

•منطقی – ریاضی ( هوش اعداد/ استدلال)

•وجودی ( زندگی هوشمند) 

•میان فردی ( هوش مردمی)

•حرکتی – جسمانی ( هوش بدنی )

•زبانی ( هوش کلامی )

•درون فردی ( هوش شخصیتی )

•مکانی-فضایی ( هوش تصویری )

گاردنر مهارت‌هایی که دیگر دانشمندان به عنوان مهارت‌های ارتباطی در نظر گرفته بودند، مانند مهارت‌های میان فردی، را از انواع هوش دانست. همان طور که هوش ریاضی این توانایی را به شما می دهد تا جهان پیرامون را درک کنید، پس "هوش مردمی" هم همان توانایی را، فقط از دیدگاه دیگری، به شما می دهد. اگر ریاضیات بلد نباشید ممکن است نتوانید سرعتی را که با آن جهان در حال گسترش است را محاسبه کنید، ولی احتمالا مهارت هایی را که برای یک فرد مناسب است دارید.  

در اینجا مروری بر انواع هوش های چندگانه خواهیم داشت : 

1)هوش طبیعت گرا

هوش طبیعت گرا،  توانایی انسان برای تمایز قائل شدن بین موجودات زنده ( گیاهان، حیوانات ) و همچنین درک دیگر نمادهای دنیای طبیعی ( ابر، سازه های سنگی) می باشد. واضح است که این توانایی در گذشته به عنوان شکارچی؛ تهیه کننده و یا کشاورز ارزشمند بوده است؛ و همچنین در نقش هایی به عنوان گیاه شناس یا سرآشپز به اهمیت خود ادامه داده است. همچنین فرض می شود که اکثریت جامعه مصرف گرای ما هوش طبیعت گرا را استفاده می‌کنند، که می توانند بین خودروها، کتانی ها، نوع آرایش و غیره تفاوت بگذارند.  

 2 )هوش موسیقی گرایی : 

هوش موسیقی‌گرایی استعداد تشخیص زیر و بم صدا، ریتم، طنین و تن صدا می باشد. این هوش ما را قادر می سازد تا موسیقی را تشخیص دهیم، خلق کنیم، بازسازی کنیم و درمورد موزیک فکر کنیم، این ویژگی در آهنگسازان، رهبران ارکستر، موسیقیدانان، نغمه سرایان و شنوندگان مشهود است. جالب توجه است که ارتباط موثری بین موسیقی و احساسات وجود دارد و هوش های ریاضیات و موسیقی گرایی ممکن است فرآیندهای مشترک فکری داشته باشند. افراد جوان با این نوع هوش معمولا برای خودشان آواز می خوانند یا درام می نوازند. آنها معمولا اصواتی که دیگران احساس نمی کنند را کاملا درک می کنند.  

3 ) هوش منطقی- ریاضیات:

هوش منطقی-ریاضیات توانایی محاسبه، اندازه گیری، طرح و درک قضیه ها و فرضیات و انجام کامل معادلات ریاضی می باشد. این هوش ما را قادر می سازد تا رابطه های ریاضی را درک کنیم و از مهارت های انتزاعی، تفکر نمادین، استدلال پیوسته و الگوهای تفکر استقرایی یا استنتاجی استفاده کنیم. هوش منطقی معمولا در ریاضیدانان، دانشمندان و کارآگاهان به خوبی رشد کرده است. افرادی که دارای هوش منطقی زیادی هستند به مدل ها، دسته بندی ها و نسبت ها علاقه دارند. آنها به سمت مسائل ریاضی، بازی های استراتژیک و آزمایشات کشیده می‌شوند.    

4 ) هوش وجودی :

درک و توانایی مقابله با سوالات بنیادی درمورد وجود انسان، مانند معنی زندگی، چرا می‌میریم و چطور به اینجا رسیدیم از ویژگی های این هوش است. 

 5 ) هوش میان فردی:

هوش میان فردی برای توانایی درک و تعامل موثر با دیگران می باشد. این هوش شامل توانایی ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر، توانایی یادآوری تفاوت های فردی، درک حالات و خلق و خوی دیگران می باشد. معلمان، بازیگران و سیاستمداران همگی دارای هوش میان فردی می باشند. نوجوانانی که دارای چنین هوشی هستند در بین همسالان خود نقش رهبر را ایفا می کنند، در برقراری ارتباط توانمند هستند و به نظر می رسد احساسات و انگیزه های دیگران را درک می کنند.  

6 ) هوش حرکتی-جسمانی:

هوش حرکتی-جسمانی توانایی برای ساخت اشیاء با دست و استفاده از انواع مهارت های فیزیکی می باشد. این هوش همچنین شامل درک زمانبندی و به کمال رساندن مهارت ها از طریق واحد ذهن-بدن می باشد. ورزشکاران، جراحان و صنعت گران دارای هوش حرکتی-جسمانی هستند.  

7 ) هوش زبانی:

هوش زبانی توانایی تفکر درمورد واژگان و استفاده از زبان برای بیان و درک معانی پیچیده می باشد. هوش زبانی به ما این اجازه را می دهد تا نظام و معنی واژگان را درک کنیم و از مهارت های آن استفاده کنیم. هوش زبانی شایع ترین توانایی انسان ها می باشد و در شاعران، رمان نویسان، روزنامه نگاران، و سخنرانان موفق مشهود است. جوانانی که از چنین هوشی بهره می برند از نوشتن، خواندن، قصه گویی یا حل جدول لذت می برند.       

8 ) هوش درون فردی:

هوش درون فردی توانایی درک خویشتن و احساسات و تفکرات دیگران است، و این افراد از چنین دانشی در برنامه ریزی و جهت‌دهی زندگی استفاده می کنند. هوش درون فردی نه تنها شامل فهم خویشتن می شود، بلکه فهم حالات و وضعیت انسان را نیز در بر می‌گیرد. این هوش در روانشناسان، رهبران معنوی و فیلسوفان به چشم می خورد. این افراد ممکن است خجالتی باشند. چنین افرادی از احساسات خود بسیار آگاه هستند و خود انگیزه می باشند.  

9 ) هوش  مکانی-فضایی:

هوش مکانی-فضایی توانایی تفکر در سه بعد است. توانایی های اصلی آنها شامل تصورات ذهنی، استدلال فضایی، دستکاری و تغییر تصاویر، مهارت های گرافیکی و هنری و تخیلات فعال است. دریانوردان، خلبانان، مجسمه سازان ، نقاشان و معماران همگی نمونه های هوش مکانی-فضایی می باشند. افرادی که دارای این هوش هستند ممکن است مسحور پله های مارپیچ شوند یا از آثار منبت کاری متحیر شوند، یا اوقات فراغت خود را صرف نقاشی یا خیال‌پردازی کنند.

حتی پس از 20 سال از انتشار کتاب گاردنر، هنوز بحث هایی مطرح می شود که آیا استعدادهای دیگری جز ریاضی و زبان انواع هوش می باشند یا فقط مهارت محسوب می شوند. کتاب گارنر آنچه را که ما آموزش صحیح، استعداد و میزان کنترل فرد برای اکتساب آن استعدادها در نظر می گرفتیم را زیر سوال می برد.

 اگر ترجیح می دهید کتابی با  سبکی سرگرم کننده تر ولی قابل فهم تری را مطالعه کنید توصیه ما به شما کتاب " جوهر" نوشته رابینسون می باشد. کتاب وی با بررسی موارد درست و غلط  دوران کودکی شما آغاز می شود و مطرح می کند که مدرسه چه کارهایی کرده است و دلیل کارها چه بوده است و اینکه همینک نیز خیلی دیر نشده است تا استعدادها و هوش‌های خودتان را مجدد کشف کنید.

 

این پست را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بذارید
نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید