وبلاگ

قبل از اینکه طراحان را استخدام کنید باید به چه نکاتی توجه کنید ؟

تاریخ ایجاد در شنبه, 20 آبان 1396 13:01
نوشته شده توسط واحد پشتیبانی و نظارت کانکتا
قبل از اینکه طراحان را استخدام کنید باید به چه نکاتی توجه کنید ؟

قبل از اینکه طراحان را استخدام کنید باید به چه نکاتی توجه کنید ؟

قبل از اینکه بخواهید یک طراح را استخدام کنید وضعیتی که این فرد میتواند برای شما موثر باشد را بررسی کنید . آوردن یک کارمند به محیطی که از قبل آماده سازی نشده و ابزار و اختیارات لازم کاری برای او در نظر گرفته نشده بسیار ناعادلانه است و همچنین اتلاف منابع و هزینه سنگینی در بر خواهد داشت . همچنین این کار باعث تحمیل وضعیت کارمند جدید به دیگر کارکنانی می شود که نمی دانند مسئولیت این فرد جدید چیست و چه اختیاراتی دارد .

چند سال قبل با یکی از دوستانم برنامه صبحانه ترتیب دادم که او دیر کرد ، وقتی بالاخره اومد از من عذرخواهی کرد و گفت داشت خانه را برای نظافتچی که میخواست خانه را تمیز کند مرتب می کرد . 

ازش پرسیدم : آخه تو چرا این کاری را کردی ؟؟؟؟

 گفت : خوب برای اینکه بتواند خانه را تمیز کند دیوونه . 

این قضیه برای من اصلا منطقی نبود ولی بیخیالش شدم چون در غیر اینصورت باید ساعت ها در مورد این مساله باهم بحث می کردیم . 

حدودا یک سال بعد اونقدر سرم مشغول کار گرم شده بود که وضعیت خونم واقعا افتضاح و بهم ریخته شده بود ، بنابراین منم یه نظافتچی برای خانه ام استخدام کردم . بعد از چند جلسه متوجه شدم که خودم هم دارم دور ستونها را تمیز میکنم و یا آشغالهای کوچیک را از روی زمین جمع می کنم که نظافتچی بتواند اون جاهایی که من می خواهم را تمیز بکنه .

همون موقع به دوستم زنگ زدم و بهش گفتم : حالا میفهمم که چرا اون موقع تو داشتی خانه را برای اومدن نظافتچی مرتب میکردی .

دوستم هم گفت : من که گفتم ، تو دیوونه ای .

نتیجه و پند این داستان اینه که شما نمی توانید بدون هیچ شرایطی یک طراح را وارد محیط کاری خودتان بکنید و از آنها انتظار موفقیت و کار درست را داشته باشید . شما باید به وضوح انتظارات خودتان را بیان کنید ، ولی همچنین باید صحنه را برای طراحان باز بزارید تا آنها بتوانند به راحتی آن چیزهایی که شما نیاز دارید را انجام بدهند . 

معرفی یک روش جدید برای محیط کار شما

بیاید تصور کنیم شما در شرکت تان  طراح ندارید . کارکنان شما مشغول کار خودشان هستند و شما حالا یک طراح معرفی می کنید . حتی اگر کارمندان تان هم از شما خواهش کرده باشند که یک طراح استخدام کنید بازهم این مساله یک چالش به وجود می آورد . در هر صورت انسان ها موجوداتی راحت طلب و مطیع عاداتشون هستند . همان طوری که ادعا می کنند بدون یک طراح کارهایشان خیلی سخت پیش می رود ولی در عین حال وجود یک طراح هم برایشان به معنی از دست دادن کنترل و واگذاری همه چیز به آن شخص هست . این اصلا مساله راحتی نیست .  همه آن شکایات در مورد اینکه کارهایشان باید بین چند نفر دیگر تقسیم بشود و کارشان سنگین است و یک نفر دیگر باید برای انجام کارهابشان استخدام بشود تبدیل می شود به اینکه کار آنها را یک نفر دیگه انجام می دهد و در واقع کارشان را ازشان می گیرد . 

یک طراح محصولاتی که شرکت شما تولید می کند را به طور کامل متحول می کند،همچنین بر نوع کارکرد شرکت شما هم تاثیر زیادی می گذارد .

شما باید سیستم کاری و گردش کاری شرکت خودتان را بر اساس این شخص جدید تغییر بدهید و همچنین به آنها اجازه بدهید که به محض ورود به سیستم کاری شما تغییرات جدید را انجام بدهند .

قبل از اینکه شخص جدید را به  شرکت تان وارد کنید یک جلسه ترتیب بدهید،به کارمندان شرکت تان توضیح بدهید که چرا طراح استخدام می کنید ،شرکت از این کار چه منفعتی می برد و نقش و مسئولیت های شخص طراح چیست . توضیح بدهید که چگونه اضافه شدن این فرد با این مهارت به تیم شما باعث راحت تر شدن کارها می شود .( از جمله احتمال زودتر رفتن به خانه ) از آنها به خاطر اینکه این مسئولیت طولانی رو بدون وجود طراح کار کردند قدردانی کنید . با آنها در مورد مسئولیت هایی صحبت کنید که به خاطر وجود طراح جدید دیگر نیازی نیست به عهده بگیرند . و باید انتظار یک سری سختی ها را در حین یکپارچگی و هماهنگ شدن با طراح داشته باشند .

بعد در حین کار باید خودتان طراح را حمایت کنید مخصوصا زمانی که این اتفاقات رخ داد . طراح شما بدون حمایت از مقام بالاتر نمی تواند به کار خودش ادامه دهد .

اگر مسئولیت شان این باشد که وارد سیستم بشوند ، روش کار، نحوه بازخورد محصول و  نحوه رفتار پرسنل با همدیگر را تغییر بدهند ( بطور کلی همه آن کارهایی که یک طراح انجام می دهد ) ، این باعث یه سری تنش ها می شود . وقتی یک همکار وارد دفترتان می شود و می گوید : " طراح داره همه چیز را تغییر می دهد "  با یه لحن خیلی مناسب بگویید : " این دقیقا همون کاری هست که من برایش به طراح پول می دهم " 

به یاد داشته باشید که یک طراح این کار را برای رفاه خودش انجام نمی دهد ، او نماینده شماست .

ما داریم در مورد یک بهم پیوستگی در اندازه سازمانی صحبت می کنیم . یک بار مسئولیتی در سازمانی گرفتم که درآنجا همکاران پیش من می آمدند و ازم می خواستند که علامت فروش را در املاکی که برای فروش گذاشتند قرار بدهم ، وقتی به آنها می گفتم که این جزء وظایف من نیست ، آنها می گفتند که این کار را طراح قبلی همیشه انجام می داد .من به آنها یادآور شدم که طراح قبلی به دلیل درست انجام ندادن وظایفش اخراج شد که در نهایت منجر به این شد که دیگر از من این درخواست ها نکردند . اگر من این کارا انجام می دادم و این ذهنیت ایجاد می شد که طراحان اشخاصی هستند که وظیفه شان گذاشتن علائم فروش برای همکاران در املاک مورد فروش آنها است .

قبل از شروع به کار طراح جدید، هرگونه شیطنت و برنامه های قبلی که وجود داشت را از آنجا پاک کنید . رساندن این پیام از طرف شما بسیار ساده تر و راحت تر هست . این کار را به فرد جدید واگذار نکنید .

درک مسئولیت طراحان و اینکه آنها چه کاری باید انجام دهند.

این شاید به نظر خیلی واضح بیاد : کار یک طراح یعنی طراحی کردن ، درسته ؟ منظورم از طراحی فقط این نیست که یک مساله ای چه شکلی به نظر می آید بلکه اشاره به راه حلی که این مساله را حل می کند هم دارد .

یک طراح جوان عالی  که در یک کمپانی بزرگ کار می کند ولی به جلسه تعیین استراتژی دعوت نشده را تصور کنید، وقتی که مسئولیت به او واگذار شد که همه تصمیمات گرفته شده و مشکلات به مسائل کوچکتر تقسیم بندی شده بودند و تنها کاری که کرد فقط اجرا کردن تصمیمات بود ، در حقیقت او کار طراحی را انجام نداد بلکه فقط طراحی شخص دیگری را اجرا کرد . 

در حقیقت اون خودش را تسلیم خواسته یک طراح دیگر کرد . اما این قسمت مربوط به شماست . طراحی یعنی پیدا کردن راه حل یک مساله ، هزینه ای که شما برای درست کردن یک وضعیت پرداخت می کنید . تعریف طراح یعنی شخصی منحصر به فرد برای حل یک مساله خاص،آنها برای پیدا کردن راه حل هایی آموزش دیدند که شاید شما حتی آنها را نبینید . شما باید طراح تان را در بحث های استراتژیک سازمان تان کمی درگیر کنید و آنها را در این زمینه مطلع کنید . 

اطمینان حاصل کنید که از تمام مهارت های طراح تان بهره می برید و استفاده می کنید . 

اطمینان حاصل کنید که آنها در تصمیم گیری های استرتژیک دخیل هستند . اطمینان حاصل کنید که آنها در ارائه راه حل ها مشارکت دارند و نه فقط اجرای راه حل هایی که به آنها محول می شود . مهمتر از همه ، اطمینان حاصل کنید که آنها این مطلب را قسمتی از مسئولیت شغلی خودشان بدانند . که در غیر اینصورت طراحی و حل مسائل شما فقط در حد افراد عادی که دید طراحی ندارند باقی خواهد ماند . 

به طراح تان فضای لازم و همچنین اختیارات لازم را بدهید. 

دقیقا همان طوری که مسئولیت و اختیارات مدیریت ، مسئول دفتر ، حسابدار و مهندس فنی شما مشخص است . اطمینان حاصل کنید که سازمان شما می داند و درک می کند که طراح شما چه مسئولیت و چه اختیاراتی داد . حالا یه مقدار جلوتر می رویم و تعریف اقتدار را به " چیزهایی که آنها دارند " گسترش می دهیم . به همان شکلی که یک کتابدار کتاب ها را در اختیار دارد و یک مهندس کدهای برنامه را . بله این رو متوجه هستم که در حقیقت یک طراح همه چیز را در اختیار دارند ولی این قسمت را با من همکاری کنید . 

به طراح تان اعتماد کنید . به آنها اختیار تصمیم گیری در مواردی که صلاحیت تصمیم گیری دارند را بدهید .قبل از اینکه طراح را به سازمان خودتان بیارید اول تصمیم بگیرید که چه اختیاراتی را در مورد چه قسمتهایی از روش کار و  محصولات می خواهید به آنها بدهید .

آیا آنها اختیار تصمیم گیری نهایی در مورد کاربران را دارند ؟

آیا نیاز به دریافت اطلاعات از دیگر سهامداران را دارند ؟ ( این همیشه ایده خوبی است )

آیا نیاز به تاییدیه از دیگر سهامدارن را دارند ؟ ( به من اعتماد کنید این یک سیاست مسخره هست )

پاسخ درست به این سوالها بستگی به نوع و اندازه سازمان شما و همچنین سطح مهارت طراح دارد . شما باید توانمندی های طراح خود را با حداکثر توانایی که دارد تقویت کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید . هیچکس به یک حسابدار نمی گوید چطور باید کارت را انجام بدهی ولی من در بیش از صدها شرکت مختلف کارکردم که تو همه اون شرکت ها همه به طراح شان می گفتند که چه جوری کارشان را انجام بدهند .

یک طراح خوب و با تجربه برای کار کردن با نداشتن فضا و اتاقی برای کار به هیچ وجه مساله ای ندارد ، ولی اگر بهش اختیارات لازم داده نشود اون موقع هست که برای کار کردن به مشکل می خورد ، در غیر اینصورت شما با این کار ریسکی را کردید که شخصی را وارد سازمان تان می کنید که مثل بقیه افراد اطرافش فکر بکند .  این سیستم همانند یک دستگاه بسیار باشکوه زیراکس است که هر زمانی که قسمت های مختلف سازمان تحت فشار قرار بگیرند این دارایی ها به آن قسمت منتقل شده و مورد استفاده قرار می گیرند .

به این ترتیب شخصی که وظیفه اش طراحی رابط کاربری وب سایت شما هست تبدیل می شود به شخصی که آگهی گم شدن گربه را پخش می کند ( یعنی شخصی که وظیفه بسیار تخصصی و مشخصی را باید انجام بدهد به دلیل برنامه ریزی نادرست و عدم دادن اختیارات مناسب تبدیل می شود به شخصی که یک وظیفه نامرتبط و بسیار پیش پا افتاده را انجام می دهد ) 

تجهیز طراحان با ابزارهای مورد نیاز آنها

گفتن این مطلب مهم نیست ، جز اینکه یک بار دو هفته اول کاریم را در یک شرکت به درخواست های احمقانه برای گرفتن یک نسخه از نرم افزار فتوشاپ و BBEdit  هدر دادم، چون این شرکت این نرم افزارها را غیر ضروری میدونست . آنجا یک نفر از قسمت فناوری اطلاعات شرکت یک فیلم یک ساعته به من داد که بهم یاد بده چه جوری میتوانم با پاورپوینت کارهایی که لازمه با فتوشاپ انجام بشه را انجام بدهم و نیازی به اون نرم افزارها نیست ( میدونم،همونجا باید جلوی این کارش را میگرفتم ولی بعضی اوقات شگفتی من از اینکه این شخص چه جوری این فکر را کرده به ناراحتیم از این موضوع غلبه می کرد ) 

مثل هر هنرمند دیگه ای ، طراح شما هم به خوبی ابزارهایی هست که در اختیار دارد . مطمئن بشوید که آنها ابزارهایی که لازم دارند را در اختیار دارند . بله این درسته که آنها باید به شما توضیح بدهند که آن ابزارها را برای چه کاری لازم دارند ولی لازم نیست شما از کار هر ابزاری سر در بیارید و بدونید که هر کدوم از ابزارها چه کاری انجام می دهند، به کاری که انجام می دهند اعتماد کنید . 

سنجش موفقیت

اینکه تیم تان را برای حضور یک طراح آماده می کنید ، اینکه طراح تان با بقیه تیم هماهنگ می شود و اینکه آنها حرفه ای رفتار کنند ، این ها چیزهایی هستند که اگر به درستی هماهنگ نشوند طراح تان به هبچ هدفی نمی رسد . قبل از آوردن فرد جدیدی به داخل سازمان تان ، شما باید بدانید که موفقیت آنها را چه جوری می خواهید بسنجید . آیا معیارهای سختی در نظر دارید ؟ آیا انتظار افزایش فروش یا افزایش تعداد بازدید مشخصی در وبسایت خودتان دارید ؟ آیا هدف اصلی گرفتن یک پروژه در آینده با بودجه ای کمتر هست ؟

کسب و کار شما نیاز به تغییر دارد ، بنابراین من نمی توانم یک فرمول جادویی برای موفقیت به شما بدهم . ولی می توانم این را بگویم که : معیار سنجش موفقیت شما هرچه که باشد مطمئن شوید که طراح شما هردو ( معیار سنجش و موفقیت ) را می داند و اختیارات لازم برای انجام آن را داشته باشد . 

هرچند برای شما یک داستان دارم . من یکبار یک قرارداد استخدام را گرفتم  و مدیر بخش ایده پرداز روز اول من را نشاند و بهم گفت : نمیدونم که ازت چه انتظاری باید داشته باشم و چه جوری میخوای با بقیه استودیو هماهنگ بشوی ( معلوم بود اینجا کسی کارها را هماهنگ نکرده بود ) در پایان دوره قرارداد او میخواست که من را ارزیابی کند که آیا من را نگه دارد یا خیر . من جوان بودم و بی تجربه ، بنابرین زیاد فشار نیاوردم و سعی کردم تا اونجایی که امکان داره خودم را با آنها هماهنگ کنم ( اشتباه یک تازه کار ) . وقتی قراردادم تموم شد ، مدیر مرا به دفترش خواست و بهم گفت اونجوری که انتظار داشت کارم را انجام ندادم . که این خیلی عجیب بود ، چون هیچ کدوم از ما درست نمیدونست که چه انتظاری باید داشته باشد . خیلی خجالت زده شدم ، فکر می کردم چه کاری را میتونستم بهتر انجام بدهم . مطمئنم مدیر هم احساس خجالت می کرد ، چون متوجه شده بود که خودش هم درست نمیدانست چه انتظاراتی در مورد موفقیت باید داشته باشد . 

پس آره ، این کار را انجام ندهید . این نباید برایتان تعجب برانگیز باشد که برای شخصی که خودش بد کار می کند کار را بد انجام بدهید . یا تو این مورد خوب انجام بدهید. بزارید بدانند که چه کاری باید بکنند تا موفق بشوند . بزارید بدانند که دارن موفق می شوند . اگر موفق نشدند ، کمک شان کنید که تو مسیر درست قرار بگیرند . و در نهایت، زمانی که موفق شدند بهشان بگویید .

نوشتن شرح کار

مهمترین بخش ارائه کار به طراح این است که شما آنها رو متوجه کنید که حضور شما چه جوری می تواند برایشان مفید باشد .شما چه توانایی هایی دارید و چه کاری می توانید انجام بدهید ؟ خودتون را در یک سال آینده تصور کنید . امیدوارید که چه کاری را انجام بدید ؟ آنها را بنویسید . آن نوشته ها اساسی هستند برای شغلی که میخواهید شرح بدهید . 

لیستی از کارهایی که می خواهید این شخص انجام بدهد را تهیه کنید . منظور مهارت های فنی که شخص باید داشته باشه نیست ، بلکه نیازهایی که شما می خواهید با آن مهارت ها برآورده شود . آیا به نام تجاری نیاز دارید ؟ یا طراحی رابط کاربری ؟ یا تصویر سازی ؟ طراحی فرم ؟ شما در چه نوع کسب و کاری هستید ؟ آیا در زمینه مقاله نویسی هستید ؟ آیا شما خرده فروشی هستید که نیاز به کاتالوگ دارید ؟ فراموش نکنید که نیازهای قابل تغییرتان ( نیازهای دوره ای ) رو هم در نظر بگیرید . به من اعتماد کنید شما نیازهای دوره ای هم دارید . ( به من اعتماد کنید، شما از قبل هم آن نیازها را داشتید ) 

نتیجه به کار گرفتن این موارد می تواند چیزی شبیه به این باشد : " ما به یک طراح با تجربه نیاز داریم که  توانایی طراحی نیازهای دوره ای ، توانایی ساخت نام تجاری و رابط کاربری برای داده های پیچیده را داشته باشد . هرچقدر این لیست بلندتر بشود ، باید مبلغ بیشتری را برای طراحی پرداخت کنید و این موارد شاید به شما کمک بکند که به این نتیجه برسید که بیش از یک نفر را برای این کار نیاز دارید . یک طراح که بتواند هم یک سایت واکنش گرا ( ریسپانسیو : سایتی با قابلیت هماهنگی و نمایش در همه دستگاه ها ) و همزمان جریان سریع کار را درک کند، در واقع این شخص یک اسطوره نادر است .

 

 

 

 

این پست را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بذارید
نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید